فراموش کردن

زمانی خواهد رسید که دیگر هیچ انسانی زنده نیست. همۀ انسان‌ها مرده‌اند.
زمانی خواهد رسید که هیچ انسانی وجود ندارد تا به یاد بیاورد انسان‌های دیگری هم روزگاری زیسته‌اند و یا اینکه گونۀ ما بر زمین کاری کرده است. هیچکس نیست که ارسطو و کلئوپاترا را به خاطر آورد، چه رسد به من و تو.
هر آنچه کرده‌ایم، ساخته‌ایم، نوشته‌ایم، فکر کرده‌ایم و کشف کرده‌ایم فراموش خواهند شد؛ تو گویی این همه برای هیچ بوده است.
شاید آن زمان خیلی زود از راه برسد و شاید میلیون‌ها سال از ما دور باشد. ولی حتی اگر مرگِ خورشیدمان را هم به سلامت از سر بگذرانیم، باز تا ابد زنده نخواهیم بود.
قبل از اینکه موجودات زنده به آگاهی برسند جهان بوده است و بعد از آنها هم همچنان خواهد بود.

اگر فراموش شدنِ ناگزیرِ انسان‌ها خاطر تو را می‌آزارد توصیه می‌کنم حتماً آن را فراموش کنی.
شاید این کاری است که دیگران هم می‌کنند: فراموش کردن.

#جان_گرین
#طالع_بد_ما


+ ترکیب یه موسیقی خوب، یه تیکه از فیلم داستان یک روح به همراه این متن واقعا عالیه.

دلم سیگار و یه پنجره میخواد.

آدم خوب داستان

یه‌ حقیقتی وجود داره که شما آدمِ خوب داستان نیستید. چون زخمی که خوردید رو یادتونه ولی ضربه‌هایی که زدید رو یادتون نیست.

به نظرم ما نه خوبیم نه بد، نه کاملا ستم دیده‎‌ایم نه کاملا ظالم، نه سیاهیم نه سفید، ما خاکستری هستیم، خاکستری.

تو را نمیبخشم

تو را نمیبخشم!

نه برای آزار و اذیت های مداومت!

نه برای معشوقه گرفتنت!

نه برای کرور کرور دروغ هایت!

نه برای نماندن پای حرف هایت!

تو را نمیبخشم!

بخاطر تمامِ کسانی که بعد از تو

نتوانستم ذره ای دوستشان داشته باشم!

——

نویسنده و منبع اصلی متن رو پیدا نکردم. وگرنه لینک میدادم.

جاناتان، مرغ دریایی

این هفته بعد از مدت‌ها شروع کردم به کتاب خوندن. کتاب جاناتان، مرغ دریایی، نوشته ریچارد باخ.

دارم سعی می‌کنم یه سری عادت‌های خوب تو خودم به وجود بیارم. اولین عادت خوب، هر ماه خوندن یه کتابه.

دوست دارم بیشتر توی وبلاگم بنویسم. حرفم نمیاد، ولی تلاشم رو می‌کنم.