باید افکارم را برای خودم نگه دارم

فهمیدم که تا ممکن است باید خاموش شد، تا ممکن است باید افکارم را برای خودم نگه دارم…*

من هم به همین نتیجه رسیدم. از این به بعد مرموز تر خواهم شد. از این به بعد در ذهن اطرافیانم چیزی بیشتر از یک سایه مبهم نخواهم بود. شاید اینگونه مرا بیشتر بشناسند. شاید خودم هم پی به واقعیت خودم ببرم. از این دنیای بی رحم نباید انتظار راز داری داشت، رازی که دلم سنگینی بودنش را نتوانست تحمل کند و از زبانم کمک خواست… و حالا من هم به این نتیجه رسیدم که «یادم باشد، تا ممکن است باید افکارم را برای خودم نگه دارم»

پی نوشت:

* از بوف کور

نوشته های حال به هم زن

چند روزه که تو گودر مطالبی می بینم با موضوع تفاوت و الگوریتم(!) کارهایی که زن و مردا یا پسر و دخترا انجام میدن. مثلا تفاوت لباس پوشیدن خانومها و آقایون. تفاوت پول گرفتن آقا و خانوما از عابر بانک، الگوریتم نیمرو درست کردن پسر و دخترا.

خوب اگه واقعا می خواین کل کل کنید، درست حسابی کل کل کنید و حال آدم رو اینقدر به هم نزنید.  این سورژه 4 یا 5 سال پیش خیلی هم خنده دار بود، اما الان… خوب یه کم ابتکار داشته باشین دیگه. کارهای شما هم شده مثل برنامه های صدا و سیما! دقیقا مثل مردان آهنین که 8 ساله همونطوری و بدون تغییر و ابتکار داره اجرا میشه.

بهانه گیر اخمو

سیزده بدر رفته بودیم کنار رودخونه. در آخرین دقایق برادرزاده‎ام افتاد تو آب. بعد که درش آوردیم و لباساشو عوض کردیم بهانه آورد و گریه و زاری کرد که من شرت می‎خوام و شلوار بدون شرت نمی‎ پوشم! حالا یکی بیاد به این بچه بفهمونه که الآن شرت از کجا بیاریم! فقط شانس آوردیم که یه بچه دیگه اونطرف تر همین وضعیت براش پیش اومده بود. ما هم از فرصت استفاده کردیم و گفتیم اون بچه هم شرت نپوشیده! ببین اصلا گریه نمیکنه!

یعنی یه الف بچه همه رو کلافه کرده بود!

یه سوتی کوچولو

حدود دو ماه پیش بود که یه هارد 500 ساتا خریدم. بعد که ویندوز نصب کردم متوجه شدم سرعت انتقال داده ها روی این هارد خیلی پایینه و cpu رو به شدت در گیر می کنه. فکر کردم به خاطر سرعت پایین cpu این اتفاق می افته. دیگه داشتم قانع می شدم که کل کامپیوتر رو عوض کنم. اما دیروز روی سی دی مادربورد یه درایور دیدم در مورد ساتا. تیری در تاریکی انداختم و نصبش کردم. سرعت حالا خوب شده. این خندانک هم دقیقا حال من رو موقعی که فهمیدم مشکل چیه نشون میده:

 عجب سوتی ای دادم. دو ماه زجر کشیدم با این سرعت. وقت گرفته بودم دو دقیقه طول می کشید تا ویندوز بالا می اومد! جا داره اینجا صورتم رو شطرنجی کنن!