اساماس

دوستان لطف می‎کنن و پیامک تبریک عید می‎فرستن برام. منم تصمیم گرفتم یه متن خوب برای پیامک تبریک پیدا کنم. رفتم به چندتا سایت سر زدم و پیامک‎های تبریک نوروز رو خوندم، گلاب به روتون یه جوری شدم.

خودم هم تا دوسال پیش همین پیامک‎ها رو میفرستادم اما الان به نظرم خیلی حال‎به‎هم‎زن شدن.

به قول یکی از دوستان من چِم شده یا اونا چِشون شده؟

اعتراف می‎کنم تو این چند روزه هیچکدوم از پیامک‎های تبریک عید رو تا آخر نخوندم! در این حد یعنی.

پی نوشـــــــــــت:

اصرار من در نوشتن پیامک به جای اس ام اس قطعا به خاطر اینه که در نوشتن پیامک لازم نیست از کلید [space] استفاده کرد. البته بر همه‎ی ما واجب است که پارسی را پاس بداریم.

مصاحبه

امروز رفته بودم برای مصاحبه کاری. استرس داشتم. سعی کردم معلوم نشه، ولی شد. هنوز هم معلوم نیست گند زدم یا نه، بعد از عید مشخص میشه.

پیدا کن مرا

peyda kon mara

این کار بابک رهنما رو خیلی دوست دارم. عالیه. از اون کاراییه که هر قدر هم گوش بدی خز نمیشه :دی

متن ترانه:

پیدا کن مرا شاید اشنا باشم با تو پیدا کن مرا

آشنا کن مرا با قلب مهربونت

بیدار کن مرا  تو این شب رویایی

تو این شب رویای مرا که با تو بودم

بیا با من یکیشو اولینو آخرینم

میخوام از تو بخونم میخوام با تو بمونم

بیا قلبمو احساس کن

asp

mysite

چند وقتی بود که مردد بودم بین شروع کار با asp یا php. خب بنا به دلایلی asp انتخاب شد. یکی از اونها تجربه برنامه نویسی با ویژوال بیسیک و سی شارپ بوده که یادگیری و برنامه نوشتن در asp رو راحت‎تر می‎کرد.

اولین کارم رو که ابتدا جنبه‎ی آموزشی داشت طراحی سایت خودم بود که دیروز تموم شد. اول در نظر داشتم فقط سایتی باشه که اعضا بتونن خرید انجام بدن، اما بعد تبدیل شد به یه سیستم مدیریت محتوای کوچیک که تقریبا من رو بی نیاز از وردپرس و سیستمهای خرید میکنه.

قدم بعدی انتقال سایت و اطلاعات خرید کاربران به سیستم جدید بود که چون ایمیل کاربران در چند قسمت مختلف مثل خبرنامه و خرید ثبت شده بود باید یکپارچه میشدن و البته بعد از ثبت هم اطلاعات جدید کاربران براشون ایمیل بشه. که این مرحله هم به خوبی انجام شد.

البته این انتقال مطالب و ریدایرکت کردن تاثیر بدی در وضعیت سایت در موتورهای جستجو داره، چون الان حدود نصف بازدیدکننده‎ها از طریق موتورهای جستجو وارد سایت میشن، و این بیشترین هزینه در این زمینه‎س. به هر حال این مورد رو فدای امکانات جدید سایت در زمینه‎ی عضوگیری کردم.

کوتلاس

cuttlas-iPad

یه دفعه هم یه ماشین هوشمند، ناجور گیر داده بود که زمین و ساکنینش رو نابود کنه.

کوتلاس در حالی که کشون کشون خودش رو می‎رسوند به اون ماشین گفت «من با طرز خاموش کردن این ماشینا آشنام.» و بعد رفت پشتش و تنها دکمه‎ای که اونجا وجود داشت رو از حالت ON به OFF تغییر داد. به همین سادگی 🙂

با وجود این که خیلی ساده و بدون پرداختن به جزئیات طراحی شده بود، ولی کارتون جذابی بود.

فشنگ

بچه که بودم وقتی موهامو کوتاه می‎کردم، جوری سیخ می‎شد که انگار دست کردم تو پریز برق. با اون موهای سیخ سیخی کلی مضحکه‎ی خاص و عام شدم.

اما حالا موی هر کسی که سیخ‎تر باشه خفن‎تره. وقتی به این فکر می‎کنم که فشن خدادادی بودم و شرایط مهیا نبوده که استفاده کنم، بیشتر به این واقعیت می‎رسم که عجب نسل سوخته‎ای هستیم ما!

پی نوشـــــــــــــت:

1- پس یاس کی می‎خواد یه آهنگ در مورد اینترنت ایران بخونه؟ معضلی شده بخدا…

2- اینترنت ایران کره‎خر است. آدم نمی‎دونه اینترنتش مشکل داره یا مودمش؟!

سوکس

hashareh

گویا حشره‎ی تو این عکس، روی شیشه‎ی ماشینه، ولی اینطور به نظر می‎رسه که یه حشره‎ی غول پیکر در سطح شهر داره حرکت می‎کنه. آدم که این عکس رو می‌‎بینه میگه همینجا دور بزنه برگرده، ولی راننده که این صحنه رو نمی‎بینه برف پاک کن رو میزنه تا سوسکه بپره.

آدم تو زندگیش چه فرصتهایی رو که از دست نمیده فقط به این خاطر که از زاویه‎ی اشتباه به مشکلاتش نگاه می‎کنه، در حالی که اون مشکل اونقدر کوچیکه که به راحتی حل میشه.