حالا و گذشته

نوشته‎های قدیمی وبلاگم رو که می‎خونم (و البته نوشته‎های قدیمی‎تر از این وبلاگ) همون احساسی رو دارم که هنگام دیدن فیلم گودزیلا (محصول 1964 ژاپن) تو سال 2014 دارم. اونقدر تو این چند سال فیلم‎های با جلوه های ویژه خوب دیدم که وقتی فیلم 50 سال پیش رو می‎بینم که می‎خواد گودزیلا رو نشون بده، ناخودآگاه خنده‎ام می‌‎گیره.

فکر می‎کنم به این که وقتی دانشجو بودم دغدغه‎ام چی بوده و حالا چیه. بازم خنده‎ام می‎گیره به سه سال پیش خودم.

کم حافظه

امروز داشتم با یه نفر در مورد انتخابات مجلس صحبت می‎کردم، می‎گفت باید به دولت کمک کنیم و به نماینده‎هایی رای بدیم که تقریبا همسو با دولت باشن و چوب لا چرخشون نکنن. کم کم داشتم قانع می‎شدم که یاد انتخابات قبلی افتادم:

«حقیقتش اینه که تو انتخابات قبلی تمایلی برای رای دادن نداشتم و درانتخابات بعدی هم همینطور، مگر اینکه معجزه‎ای چیزی اتفاق بیفته (که بعید می‎دونم).

اون موقع با توجه به وضعیتی که تو پادگان داشتیم مجبور شدیم رای بدیم (نمی‎دونم، شایدم مجبورمون کردن) گفتن که ساعت 8 صبح تو پادگان باشید، مرخصی‎ها لغو شده بود و سربازهای بومی هم اومدن پادگان، تا بعد از رای گیری هم اجازه خروج نداشتیم. بعد هم تا ساعت 3 بعد از ظهر منتظر موندیم تا صندوق بیاد تا به وظیفه‎ی شرعی و ملی و مهمتر از همه وظیفه‎ی سیاهی لشگری‎مون عمل کنیم.»

اینا رو نوشتم چون احساس می‎کنم کم حافظه شدم، شاید یه روزی به دردم خورد.

 

پی نوشت باربط:

کلا یکی از وظایف مهم آدم تو سربازی سیاهی لشگر بودن توی مراسم مختلفه.

پی نوشت بی ربط:

شایدم یه روز آدم از خواب بلند شه، بفهمه هرچی که تا الان دیده خواب بوده. بعدشم متوجه بشه دنیای واقعی خیلی کثیف‎تر از دنیای تو خوابشه.

Disposable

تو برنامه نویسی شیء گرا یه مبحثی هست به اسم مخرب کلاس. وقتی شما کلاسی تعریف می‎کنی که از منابع سیستم استفاده می‎کنه (مثل حافظه) بعد از اینکه کارت با کلاس تموم شد باید اون منابع رو آزاد کنی، یعنی به سیستم بگی که داداش من دیگه اینا رو لازم ندارم، مال خودت! 🙂 خب گاهی وقتا تعریف نکردن مخرب اثرات بدی داره. مثلا وقتی که هزاران نمونه از یه کلاس مورد استفاده قرار می‎گیره.

حالا فرض کنید یه کلاس تعریف کردیم به اسم بنزین و هیچ مخربی هم براش تعریف نکردیم. هربار نمونه‎های زیادی از این کلاس اجرا میشه بدون اینکه اثراتشون رو از روی سیستم پاک کنن. نتیجه‎ش میشه یه سیستم خاکستری مثل عکس زیر:

321281_813

پی نوشت:

1- تو زبان vb.net به کلاسی که قابلیت مخرب رو داره میگن Disposable.

2- عنوان رو که تو گوگل جستجو می‎کردم این سایت رو دیدم. وقتی که تو سایتی باید ثبت نام کنی و نمیخوای ایمیل اصلیت رو بدی میتونی سریع یه ایمیل اینجا درست کنی. البته نمونه‎ی بهترش این سایته.

ده فرمان

ده فرمان “ریچارد داوکینز” برای زندگی بهتر:

  1. با دیگران کاری نکن که نمی‎خواهی با تو بکنند.
  2. بکوش تا هیچ گاه آسیبی به کسی وارد نکنی.
  3. با دیگر انسان ها، موجودات زنده و کل جهان با عشق، صداقت، وفا و احترام رفتار کن.
  4. از تبهکاری چشم نپوش و از اجرای عدالت دریغ نورز، اما همواره آماده باش تا فرد بدکاری را که به بدی خود اذعان کرده و صادقانه پشیمان است ببخشی.
  5. زندگی‎ات را با حس شادی و شگفتی پی گیر.
  6. همواره بکوش چیزهای تازه بیاموزی.
  7. همه چیز را بسنج، همواره باورهای خود را با واقعیت باز آزما و آماده باش حتی عزیزترین باورهایت را هم که با واقعیت نمی‎خواند کنار نهی.
  8. هرگز به دنبال سانسور کردن خود یا دوری جستن از مخالفانت نباش همواره به دیگران حق بده تا مخالف تو باشند.
  9. عقاید خود را مستقلاً و بر مبنای خرد و تجربه خود برگزین، نگذار دیگران تو را به پیروی کور کورانه بکشانن.
  10. همه چیز را به پرسش بگیر.

+

زخم

علاقه‎ی عجیبی دارم به کندن زخم‎های کهنه‎ام. هرچند که زخم‎های زیادی ندارم، اما همین مقدار هم کفایت می‎کند برای کندن و تازه کردنشان.

آهنگ نطلبیده

چند روز پیش یه دی‎وی‎دی خام خریدم برای رایت چند تا فایل. وقتی گذاشتمش تو دی‎وی‎دی رایتر دیدم که بـــــــــهـــله دی‎وی‎دی خام نیست، بلکه پخته‎ست، در واقع خیلی هم پخته بود: ویدئوی کنسرت سلین دیون.

در یک اقدام ضربتی و ناجوانمردانه کل دی‎وی‎دی رو کپی کردم تو هارد و رفتم پس‎ش دادم و یه دونه دیگه خریدم. فروشنده هم که اصلا قیافه‎ش به این چیزا نمی‎خورد کلی تعجب کرد و گفت حتما دی‎وی‎دی مال یکی از مشتریا بوده و جا مونده تو مغازه ما و از این حرفا.

دیروز بالاخره فرصت پیدا کردم و کنسرت رو دیدم، خیلی هم عالی، یـــــک…

یه آهنگ حدودا چهار دقیقه‎ای تو این کنسرت هست که خیلی خیلی قشنگه، حیفم اومد اینجا نذارمش. و البته طبق رسم معمول الان در حال گوش دادن و خز کردن این آهنگ هستم.

دانلود ویدئو (13 mb)

دانلو آهنگ (4 mb)

و در راستای خز کردن هرچه بیشتر آهنگ دانلود قسمتی از موسیقی که میشه به عنوان زنگ موبایل استفاده کرد.

من ازین دنیا چی می‎خوام؟

من ازین دنیا چی می‎خوام؟ دو تا صندلی چوبی؟ نه فقط یه دونه، ترجیحا صندلی راک باشه، بذارمش جلوی شومینه ( بخاری هم بود اشکال نداره). حالا که صحبت شومینه شد باید یه خونه‎ای وجود داشته باشه که شومینه هم باشه. یه خونه‎ی کوچیک و نقلی. یه زمستون سرد که وقتی از سر کار برمی‎گردم نوک پاهام یخ زده باشه. واسه خودم یه استکان چایی درست کنم، داغِ داغ. بشینم رو صندلی جلوی شومینه چایی‎مو بخورم.

یه روزی هم از این چند خط بالا واقعی عکس میگیرم میذارم تو همین وبلاگ! ببین کی گفتم. این خط _ اینم نشون .