و چه تلخ است لذت را “تنها” بردن، و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن، و چه بدبختی آزار دهنده ای ست “تنها” خوشبخت بودن، در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است، در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند یاد “تنهایی” را در سرت زنده میکند، “تنها” خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است، ” تنها” بودن، بودنی به نیمه است، و من برای نخستین بار در هستی ام رنج “تنهایی” را احساس کردم.
دکتر علی شریعتی
پی نوشت:
این را نوشتم برای خودم که زمانی خیلی دوست داشتم تنها باشم، تنهای تنها. فقط با خودم.

4 پاسخ به “چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن”

  1. سلام!
    خیلی قشنگ بود. آدمو به فکر فرو می بره…

    شاید ظاهرا  تنها نباشیم ولی این چیزا رو تنها تنها تجربه میکنیم… البته در مورد خودم گفتم.

    ممنون باعث میشه از این به بعد حواسمو به یه چیزایی بیشتر جمع کنم

    <!–

    پاسخ:

    –>

  2. چه آرام می آرامند افکارت در خلوت این تنهایی..گویی آسمان ها به نبض احساس تو پاسخ میدهند…..
    آری اگر بدانی تنهایی زیباست…
    آرتور میلر

    <!–

    پاسخ:

    –>

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.