قیافه آدمی رو تصور کنید که یک ساعت تو ایستگاه اتوبوس منتظر وایستاده و ماشین نیومده، بعد زنگ زده قرارش رو کنسل کرده و برگشته خونه و دیده آب قطعه. تا همین نیم ساعت پیش هم آب کل شهرشون قطع بوده. به اینها این مورد رو هم اضافه کنید که یکی زنگ بزنه بگه از این به بعد سه روز در هفته برنامه همینه.

خوب قیافه اون آدم، ترکیبی از همه اینهاست:

البته الان داره آهنگ گوش میده

پی نوشت باربط: دوست دارم برم تو یه تحصنی، اعتصابی، تجمع اعتراضی یا راهپیمایی که بتونم توش از ته دل داد بزنم! شاید اینجوری یه کمی خنک شدم.

پی نوشت بی ربط: شاعر میگه من به آمار زمین مشکوکم، اگر این سطح پر از آدمهاست، پس چرا این همه دلها تنهاست.

10 پاسخ به “عصبانی”

  1. اون عکسی که توو« درباره من»کشیدی اگه لطف کنی خودتو کامل نقاشی کنی بذاری وبلاگت روانشناسیت می کنم
    خدایی انجامش بده
    از اون سر یه کم از شخصیتت رو فهمیدم
    همین که یه نقاشی کشیدی و عکسی نذاشتی  معلومه که برون گرایی نقاشیت هم که گوش نداره
    معلومه بچه حرف گوش کنی نیستی!

    پاسخ:

    برای خودمم سواله که چرا گوش نداره
    نقاشیم افتضاحه! این نقاشی رو مثلا از رو یاهو مسنجر کشیدم! دیگه خودت حساب کن از خودم بکشم چی از آب در میاد

    هاااااا اــــی برونگرا که وگفتی یعنی چـــه؟
    چرا بابا بچه حرف گوش کنی هستم! ولی در بعضی موارد خیلی سرتق هستم

  2. یا آب نیست
    یا برق نیست
    یا یه کوفته زهر مار دیگه. آخر دنیا گیر افتادیم
    امروز برو هر چه دلت میخاد داد بزن. روز خوبیه هان!

    شاعر را ولش کن.
    دلا پر حرفه اما چون زبون همدیگه رو نمی فهمند در سکوتند و تنها بسر می برند

    پاسخ:

    آخر دنیا! یه کم دیگه بریم اونورتر می افتیم پایین!
    آی گفتی

  3. سلام
    این قطعی ها واقعا آدمو کلافه میکنه.
    فعلا که ما قطعی نداریم.
    در مورد نیومدن ماشین هم خودتونو ناراحت نکنین. شاید قسمت نبوده.
    پی نوشت بی ربطتون قشنگ بود و دلنشین.

    پاسخ:

    ولی کاش این قسمت برای چیزای دیگه هم بود

  4. سلام خوبین ؟
    من خودم هم نمی دونستم براتون سرچ کردم
    امیدوارم درست باشه

    گربه شرودینگر
    اصل عدم قطعیت هایزنبرگ دیدگاه ما را نسبت به رویدادهای آینده و نحوه پیش گویی رویدادها از طریق قوانین علمی به کلی دگر گون ساخت. این مطلب در دهه بیست، هایزنبرگ‏، اروین شرودینگر و پل دیراک را بر آن داشت تا مکانیک را بازسازی نمایند. آنها براساس اصل عدم قطعیت، نظریه جدیدی بنام مکانیک کوانتومی تدوین نمودند. در این نظریه، ذرات دارای وضعیت و سرعت مجزا و در عین حال مشاهده ناپذیر نیستند. بلکه آنها دارای حالت کوانتومی اند که ترکیبی از وضعیت و سرعت می باشد.
    به طور کلی مکانیک کوانتومی، برای یک مشاهده، نتیجه ای واحد را پیش بینی نمی کند. بلکه مجموعه ای از احتمالات را مطرح می سازد و درجه احتمال هریک را مشخص می کند. این بدین معنی است که اگر سیستمهای مشابه بسیاری را در شرایط مساوی اندازه گیری کنیم، در می یابیم که تعداد معینی سیستم در حالت A و تعدادی دیگر در حالت B و… قرار دارند. اما برای یک سیستم منفرد هیچگاه نمی توان گفت که این سیستم پس از اندازه گیری در کدام حالت قرار خواهد گرفت.مکانیک کوانتومی به این ترتیب عنصر پشبینی ناپذیری یا تصادف و احتمال را وارد علم می کند. انشتین برغم نقش مهمی که در تدوین مکانیک کوانتومی داشت قویا به این امر اعتراض داشت. او به خاطر آزمایش فوتوالکتریک که یکی از پایه های شکل گیری مکانیک کوانتومی به حساب می آید، جایزه نوبل دریافت کرد اما با این همه هرگز نپذیرفت که جهان بر حسب تصادف اداره می شود. این جمله معروف او احساساتش را به خوبی بیان می کند: « خداوند در اداره جهان تاس نمی ریزد.»
    در اینجا به یکی از پارادوکسهای مطرح شده توسط شرودینگر اشاره می کنیم.
    فرض کنید گربه ای در جعبه ای در بسته زندانی است. در این جعبه یک شیشه گاز سیانور، یک چکش، یک سنسور رادیو اکتیو و یک منبع رادیو اکتیو نیز وجود دارد. همانطور که می دانید ذرات رادیو اکتیو بصورت نامنظم تابش می کنند و به همین دلیل برای آنها نیمه عمر در نظر می گیرند. حال فرض کنید سنسور و چکش طوری تنظیم شده باشند که در صورت تابش موج رادیو اکتیو بین ساعت 12 و 12:01، چکش شیشه حاوی گاز را شکسته و گربه بمیرد. اگر شما در ساعت 12:30 درب جعبه را باز کنید چه خواهید دید؟ اگر از طریق فرمول نیمه عمر منبع، احتمال تابش بین ساعت 12 و 12:01 را 90% پیش بینی کنید. گربه داخل جعبه در هنگام برداشن درب جعبه 90% مرده است و 10% زنده است. اما وقتی درب جعبه را بر می دارید خواهید دید که گربه یا مرده و یا زنده است. نمی توان گفت 90% سلولهای بدن گربه مرده اند و 10% آنها زنده اند. در فاصله یک لحظه، احتمال به یقین تبدیل خواهد شد. این امر کاملا متضاد با مکانیک کوانتومی می باشد. همانطور که گفتیم هیچگاه نمی توان موقعیت یک سیستم را به دقت اندازه گیری نمود. اما در این مثال کاملا این امر ممکن شده است.
    این گونه پارادوکسها در مکانیک کوانتومی بسیار زیاد است. اما با این همه مکانیک کوانتومی در پیش بینی نتایج بسیاری از آزمایشها به طور درخشانی موفق بوده است و زمینه تقریبا تمامی علم و فن نوین است. بر رفتار ترانزیستورها و مدارهای مجتمع که جزء اساسی وسائلی نظیر تلوزیون و کامپیوترند، فرمان می راند و نیز بنیاد شیمی و زیست شناسی نوین می باشد.
    تنها مسائل فیزیکی که مکانیک کوانتومی هنوز موفق به یکپارچگی و وحدت آنها نشده است، عبارنتد از: گرانش و ساختمان کلان جهان.[گل]

    پاسخ:

    سلام ممنون
    هی فکر می کنم این یعنی چی
    حالا فهمیدم…
    ممنون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.