از آنجایی که این ترم فقط 2 واحد ناقابل مانده بود، با استاد صحبت کردم که در کلاسهای بسیار مهم () این درس حاضر نشوم. ایشان هم قبول کردند و در عوض فرمودند که یک کتاب را خلاصه کرده و به عنوان تحقیق تقدیم کنم
چون من با مراحل چهارگانه تحقیق آشنا بودم (Ctrl+A , Ctrl+C , Ctrl+V ,
Ctrl+P) گفتم چشم و با خیال راحت سیری در اینترنت نمودم و سه مرحله از
مراحل چهارگانه فوق را انجام دادم . فقط مانده بود مرحله آخر یعنی پرینت گرفتن .

خوشحالی من از نتیجه تحقیقات خیلی طول نکشید  و با شنیدن خبر اینکه تحقیقها باید دست نویس باشند، تمام خستگی جستجو و کپی-پیست کردن تحقیق به تنم ماند! علاوه بر شرط دست نویس بودن تحقیقها، هر صفحه تحقیق باید شامل 250 کلمه (اگر اشتباه نکنم) و تعداد کل صفحات حدودا 25 صفحه می‎بود . از آنجا که خلاصه‎ی یک کتاب 170 صفحه‎ای شده بود 50 صفحه، افتادم به جان تحقیق و از سر و تهش زدم تا به 40 صفحه رسید.

تایپ مطالب دست نوشته دیده بودم، اما از دیروز تا همین یک ساعت پیش داشتم مطالب تایپ شده و آماده را روی کاغذ وارد می‎کردم!

خدا آخر و عاقبت این تحقیق بی سرو ته و بدخط را به خیر کند! البته اعتقاد دارم که استاد این تحقیق را نخواهد خواند (مثل بقیه استادها و تحقیقها) و فقط نمره‎اش را -به قول خودشان- لحاظ می‎کند .

پی‎نوشت:

1- الان که دستم درد می‎کنه قدر نرم افزارهایی مثل ورد رو می‎دونم (البته هی به خودم می‎گفتم دستت درد نکنه!).

2- نتیجه این تحقیق (علاوه بر نمره گرفتن) کتابی نوشتن این پست بود.

3- برای تحویل این پروژه پیچیده و عظیم و فاخر و …  فردا دوباره باید برم شاهرود و احتمالا تا جمعه نیستم ، ولی هرجا که کامپیوتر و اینترنت پیدا کنم مثل خوره‎ها می‎افتم به جونش و میام نت

4- و در آخر اینکه ملالی نیست جز دوری شما دوستان

11 پاسخ به “دستم درد می کنه”

  1. سلام خسته نباشید
    واقعا دستتون درد نکنه (این عبارت حالا جا افتاد)
    ولی عجب استادی بوده!!!دست نویس!!!!

    پاسخ:

    سلام. خیلی ممنون.
    آره بالاخره امروز پروژه دست نویس رو تحویل دادم راحت شدم.

  2. یه پیشنهاد هم دارم !  داری میری شاهرود دانشگاه و تحقیقو اینا رو ولش کن، بگرد کامپیوتر و اینترنت پیدا کن بیای اینجا !

    پاسخ:

    خوب حرف شما رو گوش کردم الان اومدم

  3. سلام!
    شما که ریاضی میخوندین گویا… تحقیق دیگه چیه… مثلا تشریح فرآیند عملی تبدیل انتگرال ناسره به سره و خاطرات جناب فوریه و لاپلاس و…؟!!!
    آهاااااان فهمیدم عمومی!!!
    بله دیگه سزای فسیلی(دانشجوی ترم آخر) که عمومیشو بذاره با صفری ها پاس کنه همینه:)
    آخی یادش به خیر!

    پاسخ:

    سلام.
    آره عمومیه انقدرم سخت گرفته بود که

  4. من به شما افتخار میکنم شما مرزهای دانش رو یه خورده گسترش دادی

    پاسخ:

    خواهش می کنم گفتم دیگه زیادی گسترش ندم برای آیندگان هم چیزی بمونه کشف و بررسی کنن

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.