امروز کلی شیرینی زبونی خوردم و به خاطر همین یاد اولین جوکی که شنیده بودم افتادم (حالا نگید چه ربطی داشت؟ )

این اولین چیزی بود که به عنوان جوک شنیدم و اون موقع هم کلی خندیدم، فکر کنم 7 یا 8 سالم بود:

«یه بنده خدایی با رفیقش میره سوار هواپیما میشه. همینطور که هواپیما بالاتر میرفته اون بنده خدا با تعجب از شیشه هواپیما پایین رو نگاه می کرده و به دوستش میگفته: ماشینا رو نگاه کن، چقدر کوچیک شدن. اَ اَ اَ  خونه ها رو نگاه، اونام کوچیک شدن. بعد رفیقش یه جعبه شیرینی زبونی میاره که بخورن، تا درش رو باز می کنه اون بنده خدا بازم با تعجب میگه: اِ اِ اِ نون بربریا هم که کوچیک شدن!  »

اول اینکه بخندید ضایع نشه (نشم) 

دوم اینکه آدم وقتی بچه است خیلی راحت تر می خنده. یادمه با یکی از دوستام فقط چند روز به کلمه «چونکه» می خندیدیم، خودمون هم نفهمیدیم برای چی؟ 

و سوم به خاطر اینکه از اینجا دست خالی برنگردید، برید اینجا و برنامه تقویم رو دانلود کنید و نظر مثبتتون رو بهم بگید. نظرات منفی و انتقادات تحت پیگرد قانونی قرار میگیرن  

5 پاسخ به “شیرینی زبونی”

  1. اول اینکه خدایی خیلی جک باحالی بود (((: هر چند من نفهمیدم شیرینی زبونی یعنی چه نوع شیرینییی () ولی خیلی باحال بود

    دوم اینکه قبول دارم، من خیلی قبلنا به ترک دیوار می‌خندیدم، ولی حالا همچینی دیگه دل و دماغش نی؛ البته الان هم خیلی آدم آرومی نیستم

    سوم اینکه آقا ما تو لینوکس نمیتونیم این برنامه رو نصب کنیم ولی همین که رایگانه و اینا خودش خیلی ارزش داره

    پاسخ:

    اِ واقعا باحال بود؟

    قدیما به ترک دیوار هم می خندیدیم الان جامه دریدن و نعره زدن مریدان هم تاثیری نداره

  2. سلام! خوبی؟
    منم خوبم!
    خداییش من خندیدم
    کلا در جای جای این پستت خندیدم :))
    روحیه انتقادپذیریت هم ستودنی ست ! 🙂
    اونم دانلود می کنم ، بعد میام میگم!

    پاسخ:

    سلام.
    کلا من همیشه خیــــلی انتقاد پذیرم  

  3. سه لوووو
    برنامه رو نگرفتم بخاطر این نمیتونم نظر منفی بدم
    ولی حافظه خوبی دایا!

    پاسخ:

    حافظه ام زیاد وضعش خوب نیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.