امروز ساعت هشت و نیم صبح رسیدم خونه، به تلافی روزهای قبل بعد از صبحونه سه لیوان چایی خوردم! یه لیوان چای شیرین، یه لیوان قند پهلو و یه لیوان هم همینجوری (تقریبا میشه گفت مثل از قحطی در رفته ها بودم، البته خیلی خودمو کنترل می‎کردم).

بر خلاف موقعیتهای قبلی هیچ عجله‎ای برای اومدن به نت نداشتم و تونستم یکی دو ساعت تحمل کنم. البته تا آخر هفته که خونه هستم سعی می‎کنم بازم خودمو با اینترنت خفه کنم.

برادرزاده‎ام پنج سالشه، اومده بهم میگه کچل! عجب وضعیه‎ها! باید برم باهاش صحبت کنم ببینم حرف حسابش چیه.

3 پاسخ به “رسیدم خونه”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.