امشب قرار بود عروسی باشیم. مادربزرگ داماد فوت کرد. امروز مراسم سومش بود. هنوز هم همه مات و مبهوت بودن. هر کی عروس و داماد رو میدید گریه‎ش می‎گرفت. فکر می‎کردم شادی‎های این هفته با عروسی خواهرم تکمیل میشه. ولی نشد. 🙁

2 پاسخ به “امشب”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.