خونه‎ی جدید

یک ماه پیش نقل مکان کردم به خونه‎ی جدید، با پسرداییم احسان یه خونه شصت متری اجاره کردیم. نسبت به قبل به محل کارم نزدیک‎تره و محیطش هم آروم‎تره.

تو یک ماه اخیر با آدمای جدیدی آشنا شدم، تجربه خوبی بود برام. بهترین نتیجه‎ش این بود که خودم رو بیشتر شناختم، اصن تا حالا خودم رو اینطوری ندیده بودم.

هنوز دارم آهنگ‎های شاد گوش می‎کنم. متن‎های شاد میخونم و سعی می‎کنم زیاد تنها نباشم و تو هر جمعی هستم بگم و بخندم. نتیجه‎ی این کار تا الان که خوب بوده.

مدتیه که کارهام بدجوری به هم گره خورده و قورباغه ها اونقدر بزرگ شدن که نمیدونم کدومشون رو اول قورت بدم. برای آخر این هفته یکیشون رو انتخاب کردم امیدوارم زیاد دست و پا نزنه تا راحت قورتش بدم.

 

پی نوشــــــــت:

  • اینکه موضوع این پست مثل جیگر زلیخا تیکه تیکه‎س، یه دلیلش اینه که خیلی وقته پست نذاشتم و حرفام زیاده و دلیل دیگه‎ش هم اینه که این مدت اونقدر مطلب تو گروه‎های وایبر و تلگرام کپی پیست کردم، تنبل شدم نوشتنم نمیاد.