مالیخولیا

مالیخولیا

آخر فیلم معلوم نیست که سیاره‎ی مالیخولیا به زمین برخود میکنه یا نه. کلیر امید داره جای دیگه‎ای غیر از زمین برای زندگی وجود داشته باشه. جاستین خواهرش میگه: «زمین پر از شرارته. نیازی نیست براش غصه بخوریم. هیچکس دلش براش تنگ نمیشه.»

اگه این روزا هم یه سیاره‎ای، شهاب سنگی، چیزی بخوره به زمین و همه رو پودر کنه، فکر نکنم کسی دلش برای زمین و آدماش تنگ بشه.


پی نوشـــــــــت:

  • فیلم مالیخولیا موسیقی فوق‎العاده‎ای داره. همچنین 8 دقیقه‎ی اول فیلم بی‎نظیره.

کپی رایت – حق نشر – پخشانه

تو یه مسابقه از شرکت کننده پرسیدن که فرهنگستان زبان و ادب فارسی به جای واژه‎ی «کپی رایت» چه واژه ای رو پیشنهاد داده؟ جواب «حق نشر» بود.

«حق نشر» خودش از دو تا کلمه‎ی عربی تشکیل شده، اما این نکته رو باید درنظر داشت که فرهنگستان برای زبان فارسی معادل سازی می کنه و نه پارسی.

پی نوشــــــــت:

  • پخشانه که در عنوان استفاده شده، یک واژه‎ی کاملا من درآوردی است.
  • سایت فرهنگستان واژه‎های با چند صورت املایی رو لیست کرده. من تا الان فکر میکردم قورباغه به چهار صورت نوشته میشه ولی مثل اینکه فقط به دو صورت «قورباغه و غورباغه» نوشته میشه.

کوتلاس

cuttlas-iPad

یه دفعه هم یه ماشین هوشمند، ناجور گیر داده بود که زمین و ساکنینش رو نابود کنه.

کوتلاس در حالی که کشون کشون خودش رو می‎رسوند به اون ماشین گفت «من با طرز خاموش کردن این ماشینا آشنام.» و بعد رفت پشتش و تنها دکمه‎ای که اونجا وجود داشت رو از حالت ON به OFF تغییر داد. به همین سادگی 🙂

با وجود این که خیلی ساده و بدون پرداختن به جزئیات طراحی شده بود، ولی کارتون جذابی بود.

سوکس

hashareh

گویا حشره‎ی تو این عکس، روی شیشه‎ی ماشینه، ولی اینطور به نظر می‎رسه که یه حشره‎ی غول پیکر در سطح شهر داره حرکت می‎کنه. آدم که این عکس رو می‌‎بینه میگه همینجا دور بزنه برگرده، ولی راننده که این صحنه رو نمی‎بینه برف پاک کن رو میزنه تا سوسکه بپره.

آدم تو زندگیش چه فرصتهایی رو که از دست نمیده فقط به این خاطر که از زاویه‎ی اشتباه به مشکلاتش نگاه می‎کنه، در حالی که اون مشکل اونقدر کوچیکه که به راحتی حل میشه.

دیکته

یه نفر هم تعریف می کرد از سال اول مدرسه ش، می گفت اولین باری که معلم بهشون دیکته میگه، این همینطور می نویسه تا میرسه به آخر برگه. بعد نمیدونسته باید چکار کنه. به معلمشون میگه «خانم اجازه، صفحه ما تموم شد. حالا چکار کنم؟» معلمشون هم جواب میده: «خب دفترت رو ورق بزن دوباره از اول صفحه شروع کن به نوشتن.» همین موقع چند نفر دیگه هم که همین مشکل براشون پیش اومده بوده همین سئوال رو از معلم می پرسن و اون هم بهشون میگه که خب شما هم برید صفحه بعد بنویسید.

برنامه ریزی

شنیده های خبرنگار ما حاکی از آن است که ممکن است فلانی و فلانی یک جلسه به صورت برنامه ریزی نشده داشته باشند. اما هنوز این جلسه برنامه ریزی نشده است.